X
تبلیغات
دروغ شیــریـن

دروغ شیــریـن

نجنگ ... آنکه می خواهد برود ، امــروز نرود ، فـــردا حتما خواهد رفت...

درد...




میدانی درد چیست ؟


 نگاهت که رفت


نه !!!


شاید شانه ای که دیگر وجود ندارد


نه!!!!


دل شکسته ام


نه!!!


اعتمادی که دیگر وجود ندارد


نه!!!!


تنهاییم


نه!!!!


نمیدانی .


تو نمیدانی که دختر بودن درد است .


دختر که باشی رفتن نگاه ها و دست ها سخت میشود.


دختر که باشی راحتر میشکنی .


دختر که باشی نگاه ها فرق دارند .


حتی اگر به تمام دنیا خوب نگاه کنی باز تمام دنیا

میتواند به تو بد نگاه کند.


دختر بودن گاهی واقعا یک درد است .


[ یکشنبه 29 دی1392 ] [ 1:48 ] [ فـاطمـه ] [ ]

آدم...


 

آدم در آغوش خدا غمی نداشت،


 پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت،


 دل از خدا برید و در زمین نشست،


 صد بار عاشق شد و دلش شکست،


 به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود ،


 یادش آمد یک روز، دلِ خدا را شکسته بود


 


+پ.ن:


بعضی چیزها را ” باید ” بنویسم


 

 نه برای اینکه همه ” بخونن ” و بگن ” عالیه


 

برای اینکه ” خفه نشم


 

همین !!




[ جمعه 22 آذر1392 ] [ 17:10 ] [ فـاطمـه ] [ ]

بریدم...



بعضــی شب هـا حـال عجیبــی دارم...



یــه دلتنگــی



 یــه بغـض


 یـه دلـواپسـی بـزرگ



 نـه بخـاطـر اینکـه تنهـام...



نـه...



بـه خـاطـر اینـکـه بـریـدم



 حتـی از خـودم...



امشــب هــم



 مثـل



 هـر شــب



 از اون شـب هـاست.



 

 +


خیلی سخته...


بعضی وقتا توزندگی انقد دلت بگیره



که فک کنی از دست خداتم کاری برنیاد




این یعنی بن بست

[ جمعه 1 آذر1392 ] [ 1:58 ] [ فـاطمـه ] [ ]

جهنم همین جاست


کفر نمی گویم

 آرزوی مردن در سر دارم

 *جهنم همین جاست*

 وقتی من

 امروز می میرم

 و باز

 فردا زنده ام...

[ یکشنبه 22 اردیبهشت1392 ] [ 21:14 ] [ فـاطمـه ] [ ]

بمان...

 

عشق بی منطق ترین احساس دنیاست، پولدار و فقیر سرش نمیشه!

اما بعضیا نقش عاشقارو بازی میکنن انصافا هم چقدر بازیگرای خوبین

عشق یعنی از خودگذشتگی، عاشق براش فرقی نداره معشوقش پولدار باشه یا فقیر، زشت باشه یا زیبا عاشق عاشقه!

پس اگه یه روز دیدی معشوقتون شمارو به هر دلیلی ول کردو رفت با دیگری، یعنی شما اسیر یه چیره دست بودین که حالا مدت نقشش تموم شده و رفته!




+پ.ن:

 

بمان... اما این بار نه از آن آمدن هایی که رفتن دارد...

این بار به خاطر کسی که یک عمر برایت میمیرد بمان...


   
[ سه شنبه 3 اردیبهشت1392 ] [ 12:35 ] [ فـاطمـه ] [ ]

بــــــرو!!!

 

 

بـــــــــــــرو!!!!
ترس از هیچ چیز ندارم
وقتی یقین دارم بیشتر از من
کسی دوستت نخـــــــواهد داشت
بــــــــــــرو!!!!

ترس برای چه؟؟
وقتی می دانم یکــ روز تُف می اندازی به روی تمام آن اعتقاداتی که
به خاطرشــــان من را از دست دادی...

 

 

+پ.ن:

 

کاش آدم سرش بشکند....ولی دلش نه!
دلش هم شکست بشکند ....ولی
نه با زبان کسی که عزیزترینش است !!!

 

[ شنبه 17 فروردین1392 ] [ 12:47 ] [ فـاطمـه ] [ ]

دخترک

 

 

سرت را بالا بگیر

 تمامِ زیباییت را به دنیا نشان بده

 تو دخترکی!

 می دانی! این کم مقامی نیست..

 اینکه بتوانی بی منت عاشق باشی

 اینکه آغوشت امن ترین منزلگاهِ خستگی هایِ

 یک مرد می تواند باشد!

 اینکه چشمانت هرچقدر هم که بخواهی نشان بدهی

 سنگی

 باز هم فاش می کند مهربانیت را..

 

تو دخترکی!

 عاشق که می شوی

 از خنده هایت

 از نگاهت پیدا می شود..

 و این معجزه است..

 که برایِ داشتنش

 مرد می خواهد... مجنون می خواهد..

 

 

[ سه شنبه 6 فروردین1392 ] [ 14:10 ] [ فـاطمـه ] [ ]

 

 

یازده ماه گذشت...

 

بعضیا دلشون شکست...

 

بعضیا دل شکوندن...

 

خیلیا عاشق شدن

 

و خیلیا تنها...

 

خیلیا از بینمون رفتن...

 

 خیلیا بینمون اومدن...

 

گریه کردیم و خندیدیم...

 

زندگی برخلاف آرزوهایمان گذشت...

 

نه روز مانده ، نه روز از اون همه خاطره ها!

 

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری ، آغاز روزهایی باشد که آرزو داری!!!

 

 

[ سه شنبه 22 اسفند1391 ] [ 0:38 ] [ فـاطمـه ] [ ]

محبوب من

 

 

محبوب من

 از دوست داشتنم می ترسد!

 از داشتنم می ترسد!

 از نداشتنم هم می ترسد!

 با اینهمه اما

 مبادا گمان کنید مرد شجاعی نیست...

 

وطنش بودم اگر

 به خاطر من می جنگید

 و مادرش اگر

 بخاطرم

 جان ....

 من اما

 هیچچچچچ کسش

 نیستم

 من

 هیچکسش هستم ....!

 
 

 

+پ.ن:

 

مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود !

کسی رهایم کرده بود...

که صدای بلند گریه ام؛

اشک هایت را در آورد...!!!

 


+


ﻓﻴﺰﻳﮏ ﺑﻌﺪﺗﺮﻫﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ
ﺟﺎﻱ ﺧﺎﻟﻲ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ . . . .


[ سه شنبه 15 اسفند1391 ] [ 19:56 ] [ فـاطمـه ] [ ]

. . .

 

بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد

آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــــــی

آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد

هـیـــــچ نـگـویـد ...هـیـــــچ نـپـرسـد ....

فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد

بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم

تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را

روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد

روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد

روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـیگـیـرد

روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شـود...

 

 

+پ.ن:

 

گاهــی اوقــات مجبــــوریـم بپذیــــریـم که بــرخی آدمهـــا...
فقــط میتـــونن در قلبمــــان بماننــد نه در زندگیمــــان

 

 

[ سه شنبه 8 اسفند1391 ] [ 3:3 ] [ فـاطمـه ] [ ]